نانوحاملهای هوشمند در دارورسانی: 6 سازوکار رهایش دارو
نانوحاملهای هوشمند در دارورسانی: ۶ سازوکار رهایش دارو
نویسنده: فاطمه مظفری
دانشجوی مقطع دکتری شیمی فیزیک و نانو | دانشگاه اراک
فهرست مطالب
مقدمهای بر نانوحاملهای هوشمند
وقتی صحبت از درمان سرطان میشود، معمولاً اولین روشهای درمانی که به ذهن میرسد جراحی، شیمیدرمانی و پرتودرمانی است. این روشها همچنان بخش مهمی از درمان بسیاری از سرطانها را تشکیل میدهند؛ اما پژوهشگران در کنار توسعهی داروهای جدید، به پرسش دیگری هم توجه کردهاند: آیا میتوان دارو را طوری به بدن رساند که در محل مناسب آزاد شود و تا حد امکان، اثر ناخواستهی آن بر بافتهای سالم کاهش پیدا کند؟ این پرسش یکی از دلایل توجه روزافزون به فناوری نانو در دارورسانی است. گاهی مسئله فقط قدرت دارو نیست؛ بلکه محل تجمع آن، پایداری در مسیر انتقال و زمان آزادسازی آن نیز حائز اهمیت است. برای مثال، اگر داروی ضد سرطانی پیش از رسیدن به بافت هدف آزاد شود، ممکن است بخشی از آن در محل نامناسب قرار بگیرد. از سوی دیگر، اگر دارو درون حامل باقی بماند و به اندازهی کافی آزاد نشود، ظرفیت درمانی سامانه نیز محدود خواهد شد. ایدهی نانوحاملهای هوشمند از همینجا شکل میگیرد. این سامانهها طوری طراحی میشوند که به تغییرات مشخص محیط پاسخ دهند و در شرایط مناسب، آزادسازی دارو را تسهیل کنند. این فناوری هنوز جایگزین عمومی جراحی یا شیمیدرمانی نشده است، اما میتواند راهی برای بهبود نحوهی رساندن دارو به بافت هدف باشد.
نانوحاملهای هوشمند چیست؟
نانوحاملهای هوشمند ساختارهایی در مقیاس نانو دارند که میتوانند دارو را درون خود محصور کنند یا آن را به سطحشان متصل کنند. مواد سازنده این حاملها متنوعاند و میتوانند شامل پلیمرها، لیپیدها، سیلیکا یا ترکیبی از چند ماده باشند. تفاوت یک نانوحامل معمولی با نوع پاسخگو به محرک، در رفتار آن هنگام مواجهه با شرایط مشخص محیط است. در این سامانهها ممکن است تغییر pH، حضور مولکولهای کاهنده، افزایش گونههای فعال اکسیژن یا فعالیت یک آنزیم خاص باعث تغییر ساختار حامل شود. این تغییر میتواند منافذ را باز کند، پیوندهای شیمیایی را بشکند یا نفوذپذیری ساختار را افزایش دهد. اصطلاح «هوشمند» به این معنا نیست که نانوذره مانند یک دستگاه الکترونیکی محیط را تشخیص میدهد. پاسخ آن حاصل ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی موادی است که در ساختارش به کار رفتهاند. در یک مقالهی علمی، برای ارزیابی چنین سامانهای باید فراتر از اندازه ذرات یا مقدار داروی بارگذاریشده رفت. پایداری حامل در طول انتقال، میزان نشت دارو پیش از رسیدن به محیط هدف، تفاوت الگوی آزادسازی در حضور و نبود محرک و در نهایت، پیامدهای زیستی آن از جمله موضوعاتی هستند که باید بررسی شوند.
محرکهای موثر بر پاسخگویی نانوحاملهای هوشمند
نانوحاملهای هوشمند را میتوان بر اساس نوع محرکی که رفتار آنها را تغییر میدهد، دستهبندی کرد. در این میان، تغییرات اسیدیته (pH)، شرایط اکسایشـکاهش (Redox)، گونههای فعال اکسیژن (ROS) و فعالیت آنزیمها از مهمترین عوامل مورد استفاده در طراحی سامانههای دارورسانی ضدسرطان هستند. در برخی سامانهها نیز از محرکهای بیرونی، مانند نور برای کنترل عملکرد حامل استفاده میشود که در مقالات آتی به آن میپردازیم؛ چنانکه در پژوهشهای منتشرشده در پایگاه Discover Nano (DOI: 10.1186/s11671-026-04701-8) به تفصیل بررسی شده است.
۱. پاسخ به تغییرات اسیدیته محیط (pH)
اسیدیته (pH) یکی از محرکهای پرکاربرد در طراحی نانوحاملهای هوشمند میباشد. خون و بسیاری از مایعات خارج سلولی pH نزدیک به ۷.۴ دارند، درحالیکه محیط خارج سلولی برخی تومورها میتواند اسیدیتر باشد. همچنین، اندوزومها و لیزوزومهای درون سلول محیطی اسیدی دارند. این تفاوتها امکان طراحی موادی را فراهم میکنند که در محدودههای مشخص pH تغییر رفتار دهند.
برای مثال، برخی پلیمرها در محیط اسیدی تغییر بار یا میزان آبدوستی پیدا میکنند. در سامانههای دیگر، پیوندهای حساس به اسید شکسته میشوند یا ساختار حامل متورم و نفوذپذیرتر میشود. این تغییرات ممکن است آزادسازی دارو را افزایش دهند یا به آزادشدن آن پس از ورود حامل به سلول کمک کنند. با این حال، اسیدی بودن محیط به تنهایی برای شناسایی اختصاصی سلول سرطانی کافی نیست. شدت و توزیع اسیدیته در تومورهای مختلف تفاوت دارد و اندامکهای اسیدی در سلولهای سالم نیز وجود دارند. بنابراین، پاسخ به pH باید با توجه به نوع حامل، محل فعالشدن آن و شواهد حاصل از آزمایشهای زیستی ارزیابی شود.
۲. گلوتاتیون و پیوند دیسولفیدی؛ استفاده از شرایط ردوکس
گلوتاتیون احیاشده (GSH) مولکولی مهم در حفظ تعادل اکسایشـکاهش سلول است. غلظت آن درون سلول معمولاً از محیط خارج سلولی بیشتر است، هرچند مقدار آن به نوع سلول و شرایط زیستی بستگی دارد. این تفاوت میتواند در طراحی سامانههای پاسخگو به ردوکس به کار گرفته شود. یکی از روشها، استفاده از پیوند دیسولفیدی با ساختار شیمیایی S–S است. در شرایط کاهندهی مناسب، این پیوند میتواند شکسته شود و ساختار حامل را تغییر دهد. برای مثال، اگر یک پوشش محافظ با پیوند دیسولفیدی به سطح نانوذره متصل شده باشد، شکستهشدن پیوند ممکن است پوشش را جدا کند و راه خروج داروی محبوسشده را بازتر سازد. این سازوکار در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما طراحی آن به دقت زیادی نیاز دارد. پیوند باید در شرایط انتقال بهاندازه کافی پایدار باشد و در محیط موردنظر بتواند پاسخ مناسبی ایجاد کند. همچنین، گلوتاتیون در سلولهای سالم هم وجود دارد؛ بنابراین، پاسخ به GSH به تنهایی تضمینکننده اختصاصیت کامل برای سلول سرطانی نیست، موضوعی که در مقالات جامع ژورنال Journal of Nanobiotechnology (DOI: 10.1186/s12951-024-02859-w) مورد بحث قرار گرفته است.
۳. گونههای فعال اکسیژن و پاسخ به تغییرات اکسیداتیو
گونههای فعال اکسیژن یا ROS گروهی از گونههای شیمیایی فعال، مانند پراکسید هیدروژن و رادیکال هیدروکسیل هستند که در فرایندهای زیستی تولید میشوند. این گونهها در مقادیر کنترلشده در پیامرسانی سلولی نقش دارند، اما افزایش بیش از حد آنها میتواند باعث ایجاد تنش اکسیداتیو و آسیب به اجزای سلول شود. در برخی انواع سرطان، سطح ROS در سلولها یا ریزمحیط تومور تغییر میکند؛ همین ویژگی، امکان استفاده از آنها را بهعنوان محرکی برای آزادسازی کنترلشده دارو فراهم کرده است. در طراحی این سامانههای حساس به ROS، از مواد یا پیوندهای شیمیایی استفاده میشود که در برابر اکسیداسیون واکنش نشان میدهند. این واکنش میتواند خواص فیزیکی و شیمیایی حامل را تغییر دهد و در نهایت خروج داروی حبس شده را آسانتر کند.
برای مثال، برخی پلیمرهای حاوی گروههای تیواتری پس از اکسیدشدن، آبدوستتر میشوند. این تغییر میتواند موجب تورم یا بیثبات شدن ساختار نانوحامل و افزایش آزادسازی دارو شود. در سامانههای دیگر، واکنش ROS باعث شکستن پیوندهای حساس یا تخریب بخشی از ساختار حامل میشود و دارو را در دسترس محیط اطراف قرار میدهد. یکی از نمونههای بررسیشده در این حوزه، نانوذرات سیلیکا مزومتخلخل اصلاحشده با گروههای حساس به اکسیداسیون است. در این سامانهها، تغییر ویژگیهای شیمیایی سطح منافذ در حضور ROS میتواند ورود آب به منافذ و خروج دارویی مانند دوکسوروبیسین را تسهیل کند. چنین طراحیهایی نشان میدهند که برای کنترل آزادسازی دارو، همیشه لازم نیست کل نانوذره تخریب شود؛ گاهی تغییر آبدوستی سطح یا بازشدن مسیرهای خروج دارو نیز کافی است. با وجود این مزایا، پاسخ به ROS محدودیتهایی هم دارد. سطح این گونهها در همه تومورها یکسان نیست و سلولهای سالم نیز آنها را تولید میکنند. از طرف دیگر، ROS در غلظتهای بالا میتواند به بافتهای طبیعی آسیب برساند. بنابراین، طراحی این نانوحاملهای هوشمند باید به گونهای باشد که پاسخدهی آنها تا حد امکان با شرایط محیط هدف هماهنگ شود و عملکردشان با آزمایشهای مناسب ارزیابی شود که این مبانی در ژورنال Asian Journal of Pharmaceutical Sciences (DOI: 10.1016/j.ajps.2017.11.002) به تفصیل تبیین شده است.
۴. پاسخ به فعالیتهای آنزیمها
آنزیمها مولکولهای زیستی هستند که واکنشهای شیمیایی مشخصی را در بدن سرعت میبخشند. فعالیت برخی آنزیمها در بافتهای سرطانی یا ریزمحیط اطراف تومور افزایش مییابد و این تفاوت میتواند برای طراحی سامانههای پاسخگو به آنزیم به کار گرفته شود. در این روش، ساختار نانوحاملهای هوشمند بهگونهای طراحی میشود که آنزیم مورد نظر بتواند بخش مشخصی از آن را تغییر دهد و در نتیجه، آزادسازی دارو در محل هدف به راحتی انجام شود. این پاسخگویی میتواند از چند مسیر اتفاق بیفتد. برای مثال، آنزیم ممکن است پیوندی را در ساختار نانوحامل بشکند، بخشی از پوشش محافظ آن را جدا کند یا ساختار هسته حامل را تغییر دهد. در بعضی سامانهها نیز لیگاندی که روی سطح نانوذره قرار گرفته، پس از واکنش آنزیمی تغییر میکند و دسترسی حامل به سلول هدف آسانتر میشود. بنابراین، محل قرارگیری بخش حساس به آنزیم اهمیت زیادی دارد و میتواند بر نحوه ورود نانوحامل به سلول و سرعت آزادسازی دارو اثر بگذارد.
پروتئازها گروهی از آنزیمها هستند که پیوندهای پپتیدی را تجزیه میکنند. برخی از آنها، از جمله کاتپسین B و متالوپروتئینازهای ماتریکسی مانند MMP-2 و MMP-9، در مطالعات مربوط به سرطان مورد توجه قرار گرفتهاند. در طراحی نانوحاملهای حساس به این آنزیمها، میتوان از توالیهای پپتیدی استفاده کرد که در حضور آنزیم مناسب شکسته میشوند. با تجزیه این بخش، ساختار حامل تغییر میکند یا پوشش محافظ آن کنار میرود و داروی محبوسشده راحتتر آزاد میشود. البته میزان فعالیت این آنزیمها به نوع تومور و شرایط بافت بستگی دارد و نمیتوان افزایش فعالیت آنها را در تمام سرطانها یکسان فرض کرد؛ یافتههایی که در مرجع Frontiers in Chemistry (DOI: 10.3389/fchem.2020.00647) مستند شده است.
۵. نانوحاملهای هوشمند چند پاسخگو
نانوحاملهای هوشمند چند پاسخگو، نسل پیشرفتهتری از سامانههای دارورسانی هستند که میتوانند به بیش از یک محرک محیطی پاسخ دهند. برخلاف سامانههای تکپاسخگو که بر ویژگیهایی مانند اسیدیته یا غلظت گلوتاتیون تکیه دارند، این ساختارها از دو یا چند محرک برای کنترل آزادسازی دارو استفاده میکنند. این رویکرد اهمیت زیادی دارد، زیرا شرایط ریزمحیط تومور در همه سرطانها یکسان نیست و حتی ممکن است در بخشهای مختلف یک تومور تفاوت داشته باشد. بنابراین، طراحی نانوحاملهای هوشمند چندپاسخگو میتواند امکان سازگاری بیشتر فرایند دارورسانی با شرایط زیستی محل هدف را فراهم کند.
برای مثال، در حاملهایی که به pH و ردوکس پاسخ میدهند، تغییر اسیدیتهی محیط میتواند ساختار یا پوشش حامل را تغییر دهد و سپس غلظت بالاتر گلوتاتیون درون سلول به شکسته شدن پیوندهای حساس، مانند پیوند دیسولفیدی، کمک کند. در نتیجه، آزادسازی دارو تحت تاثیر دو ویژگی محیط قرار میگیرد. در نمونههای دیگر، پاسخگویی به pH با حساسیت به گونههای فعال اکسیژن (ROS) یا فعالیت آنزیمهای خاص ترکیب میشود. البته عملکرد دقیق هر کدام به مواد سازنده، نوع پیوندهای شیمیایی و نحوهی فعال شدن محرکها بستگی دارد و همهی این سامانهها عملکرد یکسانی ندارند؛ چنانکه پژوهشهای سال ۲۰۲۶ در Next Nanotechnology (DOI: 10.1016/j.nxnano.2026.100387) گواهی بر این موضوع است.
از آزمایشگاه تا درمان سرطان؛ نانوحاملهای هوشمند چه دستاوردهایی داشتهاند؟
همانطور که گفتیم یکی از چالشهای مهم در درمان سرطان، رساندن دارو به سلولهای سرطانی، بدون وارد کردن آسیب غیرضروری به بافتهای سالم است. داروهای شیمیدرمانی میتوانند رشد سلولهای سرطانی را مهار کنند، اما توزیع دارو در بخشهای مختلف بدن ممکن است عوارض ناخواستهای ایجاد کند. به همین دلیل، پژوهشگران در سالهای اخیر بهدنبال طراحی سامانههایی بودهاند که بتوانند دارو را به شکل کنترلشده آزاد کنند و از تفاوتهای موجود میان محیط تومور و بافت طبیعی بهره ببرند. حالا برای درک بهتر موضوع به بررسی یکی از جدیدترین مقالات اخیر میپردازیم.
یکی از جدیدترین مقالات منتشر شده در سال ۲۰۲۶ دربارهی درمان سرطان پستان است که با استفاده از سامانههای پاسخگو به محیط تومور ارزیابی شده است. در این مطالعه پژوهشگران دانشگاه فناوری شیمیایی پکن و مراکز پژوهشی همکار، سامانهای بر پایه لیگنین طراحی کردند که داروی ضدسرطان دوکسوروبیسین را حمل میکند. ویژگی مهم این سامانه آن است که میتواند به دو نشانه محیط تومور، یعنی اسیدیته بیشتر و افزایش غلظت گلوتاتیون درون سلول، پاسخ دهد. به این ترتیب، نانوحاملهای هوشمند تنها یک بستهی ساده برای حمل دارو نیستند؛ بلکه بهگونهای طراحی شدهاند که شرایط شیمیایی محیط بر آزادسازی محمولهی آن اثر بگذارد. در آزمایشهای مربوط به سرطان پستان، این سامانه توانست اثر ضدتوموری امیدوارکنندهای نشان دهد و نتایج بررسیهای حیوانی نیز در مقایسه با داروی آزاد، بهبود اثر درمانی و کاهش سمیت عمومی را نشان داد. این یافتهها اهمیت چنین طراحیهایی را برجسته میکنند که بهجای افزایش صرف مقدار داروی مصرفی، میتوان نحوهی انتقال و آزادسازی آن را نیز بهینه کرد. البته این پژوهش هنوز در مرحله پیشبالینی قرار دارد و نتایج آن به معنای اثبات اثربخشی درمان در بیماران انسانی نیست؛ گزارشی که توسط ACS Applied Bio Materials (DOI: 10.1021/acsabm.5c02502) منتشر شده است.
در پژوهشی دیگر، محققان مسیر استفاده از محرکهای خارجی مانند نور را انتخاب کردهاند. در این روش، پژوهشگران میتوانند سامانهای طراحی کنند که پس از تابش نور با طول موج مشخص، تغییراتی در آزادسازی دارو یا تولید گرما ایجاد کند. در درمان فوتوحرارتی، مواد حساس به نور انرژی تابشی را به گرما تبدیل میکنند و افزایش موضعی دما میتواند به آسیبدیدن سلولهای توموری کمک کند. اگر این راهبرد با دارورسانی ترکیب شود، امکان بررسی اثر همزمان دارو و گرما فراهم میشود. در مطالعهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶، نانوذرات ژلاتینی حامل کورکومین در یک مدل سهبعدی سرطان رودهی بزرگ بررسی شدند. پژوهشگران اثر تابش فروسرخ نزدیک را در کنار این سامانه ارزیابی کردند و نتایج، بهبود برخی پاسخهای ضدسرطانی، از جمله کاهش زندهماندن و توان مهاجرت و تهاجم سلولهای سرطانی را نشان داد؛ یافتههایی که در ژورنال معتبر Scientific Reports (DOI: 10.1038/s41598-026-42199-3) منتشر شده است.
چالشها و محدودیتهای نانوحاملهای هوشمند
یکی از موانع مهم توسعهی این سامانهها، فاصلهی میان شرایط کنترلشدهی آزمایشگاهی و محیط پیچیدهی بدن است. ترکیبات موجود در خون، پروتئینهای جذبشده روی سطح نانوذرات و فعالیت سیستم ایمنی ممکن است رفتار سامانه را تغییر دهند. در نتیجه، ویژگیهایی که هنگام ساخت نانوحامل اندازهگیری میشوند، لزوماً پس از ورود آن به بدن بدون تغییر باقی نمیمانند. از نظر ایمنی، بررسی سمیت اجزای حامل، محصولات حاصل از تجزیهی آن و احتمال تجمع در اندامهایی مانند کبد و طحال اهمیت دارد. بعضی مواد که در آزمایشهای کوتاهمدت سازگاری مناسبی نشان میدهند، ممکن است برای ارزیابی ایمنی بلندمدت به بررسیهای بیشتری نیاز داشته باشند. به همین دلیل، زیستسازگاری اولیه بهتنهایی برای اثبات ایمنی کافی نیست.
چالش دیگر، پیچیدگی تولید است. ترکیب چند پلیمر، اتصال مولکولهای هدفگیر یا افزودن سازوکارهای متعدد پاسخگویی میتواند کنترل کیفیت و تکرارپذیری محصول را دشوار کند. برای استفاده درمانی، لازم است نانوحامل در بچهای مختلف تولیدی ویژگیهای پایدار و قابلقبولی داشته باشد. هزینهی ساخت، امکان تولید در مقیاس صنعتی و الزامات قانونی نیز در تعیین قابلیت تجاریسازی آن نقش دارند. در نهایت، بسیاری از سامانههای نوآورانه هنوز در مرحله پژوهشهای آزمایشگاهی یا پیشبالینی هستند. عبور از این مراحل مستلزم تولید شواهد معتبر درباره کیفیت، ایمنی و اثربخشی است؛ فرایندی که ممکن است زمانبر و پرهزینه باشد اما ارزش لازم برای توسعه را داراست.
معیارهای ارزیابی عملکرد نانوحاملهای هوشمند
برای مقایسهی نانوحاملهای هوشمند، لازم است مشخص شود هر سامانه تا چه اندازه اهداف طراحی خود را برآورده میکند. ارزیابی را میتوان در چهار محور اصلی انجام داد:
- کیفیت و پایداری ساختار: اندازه ذرات، توزیع اندازه یا شاخص پراکندگی (PDI)، پتانسیل زتا، شکل ذرات و پایداری در طول نگهداری از ویژگیهایی هستند که کیفیت فیزیکوشیمیایی سامانه را توصیف میکنند. این اطلاعات به تشخیص تغییرات ساختاری و بررسی تکرارپذیری فرایند ساخت کمک میکنند.
- عملکرد در بارگذاری و آزادسازی دارو: بازده محصورسازی نشان میدهد چه سهمی از داروی اولیه در حامل قرار گرفته است؛ ظرفیت بارگذاری نیز مقدار دارو را نسبت به مقدار حامل توصیف میکند. علاوه بر این، باید سرعت و الگوی آزادسازی در شرایط مختلف بررسی شود تا مشخص شود سامانه تا چه اندازه میتواند محموله خود را حفظ کند و در شرایط هدف آزاد سازد.
- پاسخگویی و انتخابپذیری: در این محور، عملکرد نانوحامل در حضور و نبود محرک مقایسه میشود. برای مثال، میتوان آزادسازی دارو در pH شبیهسازیشده تومور را با آزادسازی در شرایط فیزیولوژیک مقایسه کرد. همچنین، بررسی برداشت سلولی و توزیع نانوذرات در بافتهای مختلف به روشنشدن میزان انتخابپذیری کمک میکند.
- اثربخشی و ایمنی زیستی: آزمونهای سلولی برای بررسی اثر ضد سرطانی و سمیت، و مطالعات پیشبالینی برای ارزیابی توزیع زیستی، تحملپذیری و اثر درمانی به کار میروند. در مراحل بالینی نیز ایمنی و اثربخشی باید در جمعیت انسانی و بر اساس طراحی مناسب مطالعه بررسی شوند.
جمعبندی و چشمانداز آینده
نانوحاملهای هوشمند یکی از رویکردهای نوین در توسعه روشهای دارورسانی برای درمان سرطان هستند. ویژگی مهم این سامانهها، امکان طراحی آنها بر اساس شرایط محیط هدف است؛ بهگونهای که تغییراتی مانند pH، غلظت گلوتاتیون یا فعالیت آنزیمها و همچنین محرکهایی مانند نور و گرما بتوانند در رفتار نانوحامل و آزادسازی دارو نقش داشته باشند. این قابلیت، فرصتهای تازهای برای بهبود نحوهی انتقال دارو و کنترل زمان و محل آزادسازی آن فراهم کرده است. با وجود این ظرفیتها، توسعه نانوحاملها همچنان با پرسشهای مهمی روبهروست. آیا سامانه طراحیشده میتواند در محیط پیچیدهی بدن همان عملکردی را داشته باشد که در آزمایشگاه نشان داده است؟ آیا دارو به میزان کافی به بافت هدف میرسد؟ و آیا میتوان نانوحامل را با کیفیت ثابت، ایمنی مناسب و هزینه قابلقبول تولید کرد؟ پاسخ به این پرسشها به پژوهشهای دقیقتر و ارزیابی همزمان ویژگیهای ساختاری، عملکرد دارورسانی و پیامدهای زیستی نیاز دارد.
در سالهای آینده، طراحی نانوحاملهای زیستسازگار و زیستتخریبپذیر، توسعهی سامانههای چند پاسخگو و استفاده از روشهای دقیقتر برای پیشبینی رفتار نانوذرات در بدن میتواند به پیشرفت این حوزه کمک کند. همچنین، توجه به تفاوتهای زیستی میان تومورها ممکن است زمینه را برای انتخاب سامانههای مناسبتر برای گروههای مختلف بیماران فراهم سازد. البته تحقق این اهداف به اثبات ایمنی و اثربخشی روشهای پیشنهادی در مطالعات پیشبالینی و بالینی وابسته است. در نهایت، آیندهی این حوزه تنها به ساخت ذرات پیچیدهتر یا افزودن محرکهای بیشتر وابسته نیست؛ بلکه به توانایی تبدیل یافتههای آزمایشگاهی به راهکارهایی ایمن، مؤثر و قابلاستفاده در درمان بستگی دارد. هرچه شناخت ما از رفتار این سامانهها در بدن و ارتباط آنها با ویژگیهای تومور دقیقتر شود، امکان طراحی روشهای دارورسانی متناسب با نیازهای درمانی نیز افزایش خواهد یافت.